مير حسين بن معين الدين ميبدى يزدى

21

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى )

اعتراضات ايشان نوشته . و از جملهء اعتراضات آنست كه تو قايلى بتجرّد نفس ناطقه . و الحمد للّه كه امروز اين سخن « 1 » مسلّم اهل اسلام است . و مولانا سعد الدّين در شرح مقاصد گويد « 2 » : « چون امام اثبات حشر روحانى مىفرمود ، او را بنفى حشر جسمانى متّهم مىداشتند « 3 » . » نعوذ باللّه منه « 4 » . ظ : زاهد ار راه برندى نبرد معذورست « 5 » * عشق كاريست كه موقوف هدايت باشد و شيخ محيى الدّين نام امام بتعظيم تمام ذكر مىكند و در درّهء فاخره مىفرمايد كه شيخ ابن زيد اندلسى گفت : « در بازار رساله‌اى كه ابن حمدين ، قاضى قرطبه ، در ردّ امام غزّالى نوشته بود و لعنت برو كرده خريدم و چون اندكى مطالعه كردم ، كور شدم ؛ پس توبه و استغفار كردم و حق‌ّتعالى باز بينائى ارزانى داشت . » س : هركس كه بعشق دوست صادق باشد * با خلق جهان دلش موافق باشد يك نكته نگويد كه نبايد گفتن * كارى نكند كه غير لايق باشد و هم از ابن زيد روايت كند كه امام غزّالى را در خواب ديدم كه زنجيرى در گردن خوكى كرده بود و او را مىكشيد . گفتم : « اين خوك چيست ؟ » فرمود « 6 » : « ابن حمدين است كه خدا مرا برو مسلّط كرده تا ببينم كه « 7 » بچه سبب نزد او مستحقّ لعنت شده‌ام . » ظ : زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نيست * در حق ما هرچه گويد جاى هيچ اكراه نيست بر در ميخانه رفتن كار يكرنگان بود * خودفروشان را بكوى مىفروشان راه نيست « 8 » بندهء پير خراباتم كه لطفش دايم است * ورنه لطف شيخ و زاهد گاه هست و گاه نيست

--> ( 1 ) . F : اين سخن امروز . ( 2 ) . D : + كه . ( 3 ) . G : مىپنداشتند . - - شرح المقاصد 5 : 90 . ( 4 ) . G : - منه . ( 5 ) . E : مغرورست . ( 6 ) . C : گفت . ( 7 ) . E : - كه . ( 8 ) . G : - بر در . . .